سيد ابو طالب موسوى فندرسكى

15

تحفة العالم در اوصاف و اخبار شاه سلطان حسين ( فارسى )

ميان او و شاه جديد را ندهند . گفتنى است كه شاه صفوى كه تا اين زمان در حرمسرا بوده ، تقريبا از امور بيرونى يكسره خالى الذهن بوده است . در اينجاست كه او با نگارش اين كتاب تلاش كرده است تا تصويرى از شاه سلطان حسين به دست دهد ، كتابى كه فصلى از آن با عنوان ذرّه و آفتاب دربارهء رابطه او با شاه جديد است . فندرسكى در اين كتاب به چهار تاريخ اشاره كرده كه نشان مىدهد فصل‌هاى كتاب را در يك فاصله زمانى نزديك به يك سال و نيم نوشته است . سير اين تواريخ ، دوره آشنايى او با شاه سلطان حسين را نيز شامل مىشود . يك‌جا با اشاره به بخشش‌هاى فراوان شاه مىنويسد : از ابتداى جلوس بر تخت سلطنت عظمى و خلافت كبرى تا حال كه يازده ماه است ، هر بخشش روزى از هزارهزار تومان متجاوز مىشود . و در جاى ديگرى با اشاره به اخلاق مداراى شاه سلطان حسين مىنويسد : از ابتداى جلوس بر تخت فلك رخت شاهنشاهى تا حال كه قريب به دو سال است ، هيچ خاطرى را از خود نخسته ، و هيچ‌دلى را نشكسته‌اند . تاريخ ديگرى كه در اين كتاب وجود دارد ، شرحى است كه ميرزا ابو طالب از عدم توجّه شاه سلطان حسين به خود بيان مىكند . اين مبحث كه در فصل دوم با عنوان ذرّه و آفتاب آمده و شكل چاپلوسانه و متملقانه به خود گرفته است ، بعد از آنى است كه مىگويد طىّ نه ماه هيچ توجهى به او نشد : چنان‌كه جز در ليلة القدر شب جلوس اعليحضرت همايون كه صبح فرخندهء مبارك ميمون عالم و عالميان بود كه به هزار سعى و تلاش رخصت حضور در آن مجلس حاصل نمود ، ديگر اين بنده را تا مدّت نه ماه ، در هيچ مرتبه‌اى از مراتب استدعاى حضور مرخّص ننمودند و هميشه ميان اين ذرّه و آفتاب چون ظلمت شب حايل بودند . اين ادامه داشت تا آن‌كه در اواخر سال اوّل سلطنت شاه سلطان حسين ، نخستين بار نام مؤلف بر زبان شاه جارى مىشود : چه روز پنجشنبه يازدهم شهر ذى قعدة الحرام سنهء تنكوزئيل 1106 ، اعليحضرت سپهر سرير خورشيد افسر هفت كشور داراى سكندر اقبال